You picked these products
Shopping Cart
Confirm and pay
Product access
Your cart is currently empty.

Return to shop

آیا هوش مصنوعی معنای پول را نغییر می‌دهد؟
Post id: 18160
Views: 16

هوش مصنوعی و تغییر مفهوم پول

هوش مصنوعی در حال بازنویسی قواعد بازی اقتصاد جهانی است و این انقلاب، معنای پول را به گونه‌ای زیر و رو می‌کند که شاید مجبور شویم آن را از نو تعریف کنیم.

هوش مصنوعی، موتور محرک عصر حاضر است و به‌طور انکارناپذیری آینده ما را تحت تأثیر قرار خواهد داد. اما این تأثیر دقیقاً چگونه خواهد بود؟ از یک سو، خوشبینان آن را کلید رفاه بیشتر و جهانی پراز فراوانی می‌دانند. با این حال، دستیابی به این آرمانشهر تضمین‌شده نیست. حتی اگر تمام مشکلات فنی را پشت سر بگذاریم و هوش مصنوعی به تمام وعده‌هایش عمل کند، یک سؤال اساسی هنوز پابرجاست: در جهانی سرشار از نعمت، ثروت را چگونه باید تقسیم کرد؟

تناقض وفور و فقر؛ نمونه‌ای از اقتصاد غذایی استرالیا

برای درک این تناقض ظالمانه، کافی است به اقتصاد غذایی استرالیا نگاهی بیندازیم:

این کشور سالانه ۷.۶ میلیون تن غذا را دور می‌ریزد؛ رقمی که برای هر شهروند به ۳۱۲ کیلوگرم می‌رسد. اما در سوی دیگر این وفور، واقعیتی تلخ نهفته است:
از هر هشت استرالیایی، یک نفر گرسنگی را تجربه می‌کند، نه به دلیل نبود غذا، بلکه به دلیل نداشتن پول کافی برای خرید آن. این پارادوکس آشکار ثابت می‌کند که مشکل اصلی جهان امروز، کمبود منابع نیست، بلکه ناتوانی در توزیع عادلانه آن است. چالشی که به سادگی و تنها با پیشرفت فناوریِ و انقلاب هوش مصنوعی حل نخواهد شد.

هوش مصنوعی و چالش‌های مدل اقتصادی موجود

لیونل رابینز، اقتصاددان برجسته، در تعریف کلاسیک خود از اقتصاد، آن را مطالعه رابطه میان اهداف انسانی و منابع کمیاب با استفاده‌های جایگزین معرفی می‌کند. بازارها نیز بر همین اساس عمل می‌کنند: تخصیص منابع محدود برای پاسخ به خواسته‌های بی‌پایان.

در این چارچوب، کمیابی نقش تعیین‌کننده‌ای در قیمت‌گذاری دارد و افراد برای تأمین نیازهای خود، ناچار به کار و تولید هستند. اما وعده‌های هوش مصنوعی در زمینه ایجاد وفور و حل مسائل پیچیده پزشکی، مهندسی و اجتماعی، با منطق بازار در تضاد قرار می‌گیرد. این تضاد، نگرانی‌هایی درباره بیکاری گسترده ناشی از فناوری را نیز تشدید می‌کند. اگر افراد شغل و درآمد نداشته باشند، چگونه باید نیازهای خود را تأمین کنند؟ و بازارها چگونه به فعالیت خود ادامه خواهند داد؟

هوش مصنوعی و چالش‌های مدل اقتصادی موجود

 

پاسخ بازار به نیازها؛ یا ایجاد فقر در دل وفور؟

لازم به یادآوری است که فناوری تنها عامل بیکاری نیست. یکی از ویژگی‌های اقتصاد بازار، توانایی آن در ایجاد فقر و نیاز گسترده از طریق بیکاری یا دستمزدهای پایین، حتی در شرایط وفور ظاهری است.

جان مینارد کینز، اقتصاددان مشهور، نشان داده بود که رکودها و بحران‌های اقتصادی می‌توانند حاصل عملکرد خود بازار باشند؛ به‌طوری‌که حتی در شرایطی که مواد خام، کارخانه‌ها و نیروی کار بلااستفاده باقی مانده‌اند، باز هم بسیاری از افراد در فقر زندگی می‌کنند.

در آخرین رکود اقتصادی استرالیا، عامل بحران نه شکست بازار، بلکه همه‌گیری کرونا بود. با این حال، همان دوره نشان داد که راه‌حل‌هایی برای مقابله با چالش‌های اقتصادی ناشی از وفور فناوری وجود دارد.

تجربه جهانی پرداخت‌های نقدی و تقویت ایده درآمد پایه همگانی

در دوران کرونا، اصلاحاتی در نظام مزایای دولتی انجام شد؛ از جمله افزایش پرداخت‌ها، حذف آزمون‌های فعالیت و تسهیل شرایط دریافت کمک‌ها. این اقدامات، در شرایط کاهش ظرفیت تولیدی، به‌طور چشمگیری فقر و ناامنی غذایی را کاهش دادند.

در سطح جهانی نیز سیاست‌های مشابهی اجرا شد و در بیش از ۲۰۰ کشور، پرداخت‌های نقدی به شهروندان صورت گرفت. این تجربه، توجه‌ها را به سمت ترکیب پیشرفت‌های فناورانه با ایده «درآمد پایه همگانی» (UBI) جلب کرد.

رفاه یا سهم مشروع از ثروت؟

در بررسی درآمد پایه همگانی، باید به تفاوت‌های مفهومی آن توجه کرد. برخی نسخه‌های این ایده، همچنان نابرابری‌های شدید ثروت را حفظ می‌کنند.

آلیس کلاین و جیمز فرگوسن، استادان دانشگاه استنفورد، درآمد پایه را نه به‌عنوان نوعی رفاه، بلکه به‌عنوان «سهم مشروع» از ثروت می‌دانند. به باور آن‌ها، ثروتی که از طریق فناوری و همکاری اجتماعی تولید می‌شود، حاصل تلاش جمعی بشر است و باید مانند منابع طبیعی یک کشور، به‌طور مساوی میان مردم تقسیم شود.

6281121 آیا هوش مصنوعی معنای پول را نغییر می‌دهد؟

 

این بحث، بسیار قدیمی‌تر از دغدغه‌های امروز درباره هوش مصنوعی است. در اوایل قرن بیستم در بریتانیا، صنعتی‌سازی و خودکارسازی موجب رشد اقتصادی شد، اما فقر را از بین نبرد و امنیت شغلی را تهدید کرد.

پیش‌تر نیز جنبش لادیسم در واکنش به ماشین‌هایی که دستمزدها را کاهش می‌دادند، شکل گرفت. رقابت بازار اگرچه محرک نوآوری است، اما ریسک‌ها و پاداش‌های ناشی از تغییرات فناورانه را به‌طور نابرابر توزیع می‌کند.

خدمات پایه همگانی؛ جایگزینی برای درآمد نقدی

در برابر مقاومت در برابر هوش مصنوعی، راه‌حل دیگری نیز وجود دارد: تغییر ساختار اجتماعی و اقتصادی برای توزیع عادلانه منافع فناوری.

آرون باستانی، نویسنده بریتانیایی، دیدگاهی رادیکال با عنوان «کمونیسم لوکس کاملاً خودکار» ارائه می‌دهد. او از پیشرفت‌های فناورانه استقبال می‌کند و معتقد است که این روند باید منجر به افزایش رفاه و فرصت‌های فراغت شود.

این دیدگاه، نسخه افراطی‌تری از رویکردهایی است که در کتاب جدید حزب کارگر بریتانیا با عنوان «وفور» مطرح شده‌اند. باستانی به‌جای درآمد پایه همگانی، پیشنهاد «خدمات پایه همگانی» را مطرح می‌کند؛ یعنی ارائه رایگان خدمات ضروری مانند بهداشت، مراقبت، حمل‌ونقل، آموزش، انرژی و… به‌جای پرداخت پول نقد به مردم.

اجرای چنین طرحی مستلزم تغییر در نحوه استفاده از هوش مصنوعی و سایر فناوری‌هاست؛ به‌گونه‌ای که بهره‌برداری از آن‌ها در خدمت نیازهای جمعی و اجتماعی قرار گیرد.

آرمان‌شهر فناورانه؛ واقعیت یا خیال؟

پیشنهادهایی مانند «درآمد پایه همگانی» یک هشدار روشن هستند:

هوش مصنوعی به تنهایی یک آرمان‌شهر فناورانه نخواهد ساخت. همان گونه که پیتر فریس هشدار می‌دهد، آینده ما نه فقط توسط فناوری، بلکه توسط انتخاب‌های سیاسی ما در توزیع ثروت شکل خواهد گرفت. خطر واقعی، ظهور یک «فئودالیسم فناورانه» است؛ جهانی که در آن میلیاردرها با کنترل پلتفرم‌ها و داده‌ها، جایگاه بازارهای آزاد و دموکراسی را می‌گیرند.
اما وسوسه آینده‌ای دور، ما را از واقعیت امروز غافل کرده است. ما همین حالا منابع و دانش کافی برای پایان دادن به گرسنگی و فقر را در اختیار داریم. آنچه که کمبود دارد، فناوری نیست، بلکه اراده جمعی برای به کار بستن آن است.

Author

ساناز ذوقی
ساناز ذوقی سردبیر وبلاگ رئال ربات و کارشناس سئو و برگزار کننده سمینار تولید محتوا با هوش مصنوعی فیبوناچی | 7+ سال فریلنسری پروژه‌های سئو